ز تو می سرایم ای شه که خداوند دو عالم
بشدی به شکل انسان به میان خلق و آدم
ز ازل تو وعــــده کردی به کنار مـــن بیایی
نبود عجب که با عشق تــــــــو آمدی کنارم
این یک زمان خاص از سال است ؛ زمانی که برای بسیاری از ما یاد آور صمیمیت، جشن و مهم تر از همه " آغاز" می باشد!
در این نقطه از سال با نزدیک شدن به تولد تنها منجی عالم " عیسی مسیح" ، همه چیزمان را نو می کنیم از لباس گرفته تا عادت ها ی کهنه که می خواهیم از شرشان خلاص شویم. با خود عهد می بندیم که بعد از ایام کریسمس چنین و چنان کنیم، و می خواهیم از مرزهایی که سالیان سال برای خودمان ساخته ایم به بیرون بزنیم !
خوب ، در این تلاش امیدوارم که همۀ ما موفق باشیم ولی اگر به هر علتی نتواستیم به آن نقطه ای که با خود عهد کرده بودیم برسیم ، از خودمان نا امید نشویم بخصوص که ما ایرانیان بعد از کریسمس ، عید نوروز را پیش رو داریم :)
البته این یک شوخی بود، ولی فراموش نکنیم که بر طبق رسالۀ اول قرنتیان 1 : 9
خدا شما را دعوت كرده است تا در حيات پسر او، خداوند ما عيسي مسيح شريک و سهيم شويد و او هميشه به قول خود وفادار است.
پس در هر چالشی که بسر می برید، چه فیزیکی و چه روحانی به او که خدایی توانا ، قادر و پر محبت است توکل نمایید . زیرا که در او همه چیز ممکن است! و به یاد داشته باشید که او در هر شرایطی شما را دوست دارد و محبت او بی انتها می باشد.
با تشکر از اینکه یک سال دیگر با ما همرا بودید!
از طرف خودم و تمامی تیم استر تولد عیسی مسیح را تبریک گفته و سالی پر از شادی و سربلندی در خداوند برایتان آرزو میکنیم.
با توکل بخوانید
استر
(( بیایید تا تولد مسیح را در ذهن خود به تصویر بکشیم! ))
چون ما نمی توانیم وقایع داستان انجیل را ببینیم، استشمام کنیم، بچشیم یا لمس کنیم ،
باید آن را مجسم کنیم.
اکثر ما آن چیزهایی را به خاطر می سپاریم که احساسات ما را تحت تاثیر قرار می دهند: تصاویری که در خاطر ما نقش می بندند، بوهایی که در افکار ما می مانند، طعم هایی که صرفاً با فکر کردن به آنها احساس گرسنگی می کنیم یا لمسی که نگرانیها و غصه های ما را تسکین می دهد.
لوقا انجیل خود را به این خاطر نوشت که یک فرد غیر یهودی مهم به نام تئوفیلوس باید یقین پیدا می کرد. از یک سو، او باید درک می کرد که لوقا سعی داشت چه چیزی را برای او توضیح دهد. لوقا برای کمک به او تصمیم گرفت که داستان وقایع زندگی مسیح را دقیق و به ترتیب وقوع بنویسد. او اینطور می نویسد:
" من نيز به نوبه خود، به عنوان کسي که جريان كامل اين وقايع را جزء به جزء مطالعه و بررسي كرده است،
صلاح ديدم كه اين پيشامدها را به ترتيب تاريخ وقوع براي تو بنويسم
تا به حقيقت همه مطالبي كه از آن اطّلاع يافته اي، پي ببري. (لوقا 1: 3- 4).
تئوفیلوس نمی دانست که باید واقعاً عیسی را پیروی کند یا نه. احتمالاً این سوالات به ذهن او خطور کرده اند: آیا خدا واقعاً اینطور عمل می کند؟ آیا داستانی که شامل مصلوب شدن مسیح است حقیقتاً امیدی را برای دنیا مهیا می کند؟ آیا خدا تمام ملل را به این راه فرا می خواند؟ موانع بسیار زیادی برای ایمان به مسیح وجود دارند، آیا ارزشش را دارد؟ اینها سوالاتی هستند که هر کسی می تواند بپرسد.
بنابراین لوقا برای اطمینان او دو کار منحصر به فرد انجام داد که نویسندگان دیگر انجیل انجام نمی دهند. اول، او از یک کانون هنرمندانه استفاده می کند و تاریخ ورود مسیح را به سمت شعر سوق می دهد که تاثیر عمیق و فراوانی دارد. فقط لوقا سرودهای الیزابت، مریم، زکریا، شمعون و فرشتگان را ثبت می کند.
دوم، تنها لوقا افکار و احساسات افراد درگیر در تاریخی که می گوید را بیان می کند. برای مثال، او به ما می گوید که مریم در دلش تمام این اتفاقات را گرامی می داشت. هیچیک از نویسندگان دیگر انجیل افکار، ترسها و واکنشهای درونی کسانی را که او در داستانش بیان می کند را ثبت نمی کنند.
وقتی سرود مریم را در لوقا 1: 46- 55 می خوانیم، هر دوی اینها را می بینیم. وقتی او می گوید که جان من خداوند را می ستاید و روحم در نجات دهنده ام خداوند به وجد می آید، می توانیم اشتیاق و شادی او را احساس کنیم. او برکتی که دریافت کرده را درک می کند و این برکت در سرود او جاری می شود. وقتی مریم بیان می کند که خداوند چه کسی است بخشش و قوت خداوند باهم تلفیق می شوند. آیا شما می توانید این را درک و احساس کنید؟
شعر موجود در سرود زکریا (لوقا 1: 68- 79) را در نظر بگیرید. ببینید که این مرد، که ماهها به خاطر شک کردن به کاری که خدا گفته بود انجام می دهد سکوت کرده بود، حالا چطور خدا را به خاطر آمدن برای نجات قومش و به خاطر تحقق نبوتی که سالها پیش شده بود ستایش می کند. او این موهبت را درک می کند که وقتی ایمان نداشت خدا پسری مثل یحیی را به او داد. او از صمیم دل خودش را وقف دعوت یحیی به آگاه ساختن قوم خدا از نجات بواسطۀ بخشش گناهانشان می نماید. او سرود خود را با شرح بخششهای پرمحبت خداوند که در تاریکی ما بر ما می درخشند، به اتمام می رساند. کلام خدا به خودی خود انگیزه ای برای تصورات ما می باشد.
شادی شمعون را تصور کنید وقتی دید که مریم، یوسف و عیسی نوزاد وارد هیکل اورشلیم می شوند تا مریم بتواند بعد از وضع حمل در یک مراسم تطهیر شرکت کند و عیسی مانند تمام پسران نخست زادۀ یهودی دیگر به خدا تقدیم شود. خدا چشمان شمعون را باز کرد تا ببیند که عیسی حقیقتاً چه کسی است و شادی او افزون شود (لوقا 2: 25- 35). اگر یک پدر یا مادر باشید، شاید تجربه کرده باشید که یک غریبه بخواهد فرزند شما را در آغوش بگیرد. شاید یک تجربۀ ترسناک باشد. اما احتمالاً مریم و یوسف می دانستند که شمعون فرق می کرد و از سویی او در سرود خود اساساً اینطور می گوید:
"الحال ای خداوند بنده خود را رخصت می دهی، به سلامتی برحسب كلام خود.
زيرا كه چشمان من نجات تو را ديده است."
ما می توانیم قدرت این رویداد و تاثیری که بر زندگی این مرد پیر داشت را مجسم کنیم.
برناندون اوبرین در این مقاله (آیا می توانید تصور کنید؟) اینطور می گوید:
"ایمان عملی از روی تصور است و برای زندگی مسیحی یک تصور سالم و پرشور بسیار مهم و حیاتی است."
او اینطور ادامه می دهد:
"ایمان مستلزم این است که ما دنیایی که نمی توانیم با احساسات خود درک کنیم را مجسم کنیم و در آن زندگی کنیم- دنیایی که یک خدای نامشهود بامحبت خلقت خود را حفظ می کند، دنیایی که پسر خدا یک فرزند انسان شد و روی صلیب مرد تا گناهکاران را نجات بخشد و پر جلال در دست راست خدا نشسته است."
چیزی که لوقا ثبت می کند به تصور نیاز دارد و وقتی ما روایت او را می خوانیم، اگر از تصورات خود استفاده نکنیم چیزی را از دست می دهیم. چون ما نمی توانیم وقایع داستان انجیل را ببینیم، استشمام کنیم، بچشیم یا لمس کنیم باید آن را مجسم کنیم. همانطور که اوبرین می گوید، انجیل ما را به دنیایی می برد که خدا در آن بعنوان یک انسان به زمین می آید، انسانها ترجیح می دهند به کسی که روی صلیب می میرد ایمان بیاورند و یک سنگ می غلتد و خداوند از مردگان قیام می کند. ما معمولاً این چیزها را نمی بینیم. بنابراین ما نمی توانیم بدون تصور ایمان بیاوریم. ایمان بدین معناست که ما چیزی که بعنوان تاریخ واقعی ثبت شده را مجسم کنیم. لوقا با آشنا کردن ما با قوم حقیقی ای که در میان تردیدها، امیدها، غم ها و شادیهایشان- درست مثل ما- آمدن مسیح را تجربه کردند، به ما کمک می کند. ما از طریق تصورات ذهن خود وارد حیطۀ ملکوت حقیقی می شویم. خدا نزد ما می آید تا همه چیز را تغییر دهد. وقتی وارد ملکوت شویم، به یقین می رسیم.
بنابراین وقتی در این فصل ظهور مسیح، روایات انجیل را می خوانید از تصور خود استفاده کنید. عیسی گفت که "ملکوت خدا در میان شماست" (لوقا 17: 21). هنگام آمدن مسیح حقیقتاً هیچ مسابقه یا مهمانی ای روی زمین وجود نداشت. دنیا سعی می کردن که او را نادیده بگیرد. اما مردم نزدیک او، او را دیدند و خدا اطمینان داد که داستانهای آنها ثبت می شوند. پس بیائید سرودها، غم ها و شادیهای پیرامون تولد عیسی را جستجو و درک کنیم و بیائید آنطور که لوقا در نظر داشت، از تصورات خود استفاده کنیم تا وقتی وارد ملکوت مسیح می شویم به یقین کامل برسیم!
آیات کتاب مقدس که تولد عیسی مسیح را پیش بینی می کنند.
اشعیا 7: 14
بنابراين خود خداوند به شما آيتی خواهد داد: اينک باكره حامله شده،
پسری خواهد زاييد و نام او را عمّانوئيل (که به معنای خدا با ما است) خواهد خواند.
میکاه 5: 2
و تو ای بیت لَحم افراته اگر چه در هزاره های يهودا كوچک هستی،
از تو برای من كسي بيرون خواهد آمد كه بر قوم من اسرائيل حكمرانی خواهد نمود
و طلوع های او از قديم و از ايّام ازل بوده است.
مزمور 72: 11
جميبع سلاطين او را تعظيم خواهند كرد و جميع امّت ها او را بندگی خواهند نمود.
اشعیا 9: 6
زيرا كه براي ما ولدی زاييده و پسری به ما بخشيده شد و سلطنت بر دوش او خواهد بود
و اسم او عجيب و مشير و خدای قدير و پدر سرمدی و سرور سلامتی خوانده خواهد شد.
آیات کتاب مقدس که به ما می گویند چرا عیسی متولد شد.
یوحنا 1: 6- 16
شخصی از جانب خدا فرستاده شد كه اسمش يحيی بود؛
او برای شهادت آمد تا بر نور شهادت دهد تا همه به وسيله او ايمان آورند.
او آن نور نبود بلكه آمد تا بر نور شهادت دهد.
آن نور حقيقی بود كه هر انسان را منوّر می گرداند و در جهان آمدنی بود.
او در جهان بود و جهان به واسطه او آفريده شد و جهان او را نشناخت.
به نزد خاصّان خود آمد و خاصّانش او را نپذيرفتند؛
و امّا به آن كسانی كه او را قبول كردند قدرت داد تا فرزندان خدا گردند، يعنی به هر كه به اسم او ايمان آورد،
كه نه از خون و نه از خواهش جسد و نه از خواهش مردم، بلكه از خدا تولّد يافتند.
و كلمه جسم گرديد و ميان ما ساكن شد، پر از فيض و راستی و جلال او را ديديم، جلالی شايسته پسر يگانه پدر.
و يحيی بر او شهادت داد و ندا كرده، می گفت:
"اين است آن كه درباره او گفتم آنكه بعد از من می آيد، پيش از من شده است زيرا كه بر من مقدّم بود."
و از پری او جميع ما بهره يافتيم و فيض به عوض فيض.
عیسی برای یک هدف به این جهان آمد. آن بدین خاطر نبود که تعطیلات دیگری شروع شود و مردم تولد او را جشن بگیرند. او به این جهان آمد تا به من و شما این حق را بدهد که فرزندان خدا گردیم. او این امکان را فراهم ساخت که ما دوباره بواسطۀ خداوند تولد تازه یابیم. این کریسمس من دوست دارم شما را تشویق کنم که اگر هرگز این تولد تازه را نداشته اید آن را تجربه کنید و اینکه وقتی را صرف کنید تا این کریسمس موجب شود که شما بخشش رایگان خدا که پدر آسمانی با فرستادن مسیح به شما داد را بپذیرید. بگذارید این کریسمس فصلی باشد که در آن دل شما نرم شود و آنچه که این آیات کتاب مقدس در مورد کریسمس می گویند را بپذیرد. به هیچ وجه ناامید نخواهید شد. این بهترین کریسمسی خواهد بود که همواره خواهید داشت.
(( 10 اعتقاد اشتباه بزرگ در مورد سلامت پوست ))
دکتر هارولد لانسر متخصَص پوست بورلی هیلز در مورد عقاید اشتباهی که
شما سالها در مورد پوست داشته بودید حقیقت را بیان می کند.
اشتباه 1: پوست من درست مانند پوست مادرم پیر خواهد شد .
حقیقت: پوست شما ممکن است مانند پوست مادرتان پیر شود یا ممکن است آنطور نشود. عوامل بسیاری در ظاهر کلی شما دخیل هستند. بله، عوامل ژنتیکی از سوی پدر یا مادرتان دخیل هستند اما انتخاب نحوۀ زندگی و سلامتتان نیز روی مقدار و نحوۀ پیر شدن شما تاثیرگذار هستند.
اشتباه 2: اگر من در سالن پوستم را برنزه کنم، بیرون آفتاب سوخته نخواهم شد .
حقیقت: هر رنگ پوستی بیشتر از رنگ پوست طبیعی شما نشان می دهد که پوست شما آسیب دیده است. قرار گرفتن در معرض نور خورشید به هیچ وجه از پوست شما محافظت نمی کند. شاید چون کمتر احساس سوختن می کنید، تصور می کنید که این کار از پوست شما محافظت می کند اما در واقع پوست آسیب دیده است. نتیجۀ نهایی اینکه پوست خود را در سالن یا به هر طریق دیگری برنزه نکنید و از کرم ضد آفتاب استفاده نمائید.
اشتباه 3: آکنه( جوش های غرور جوانی) بواسطۀ چیزی که می خوریم ایجاد می شود .
حقیقت: بطور کلی آکنه ژنتیکی است. هر چند برخی غذاها می توانند بر آکنه تاثیر بگذارند اما این باعث نمی شود که شما دچار آکنه شوید.
اشتباه 4: محصولات کاملاً طبیعی برای مراقبت از پوست بهترین محصولات هستند .
حقیقت: شاید محصولات طبیعی مفید باشند و خوب به نظر برسند اما حقیقت این است که این محصولات چندان به وعده های خود عمل نمی کنند. به دنبال محصولات بهداشتی با عناصر دارویی ای باشید که پوست شما را حقیقتاً تغییر دهند، اصلاح کنند و بهبود بخشند.
اشتباه 5: SPF به من می گوید که چقدر مرا از نور خورشید محافظت می کند .
حقیقت: در حقیقت SPF تنها بخشی از معادله است. آسیب رساندن نور فرابنفش به دو دسته تفکیک می شود: UVA و UVB. SPF تنها UVB را ارزیابی می کند که تنها بخش مضرَ این طیف تصور می شود. ایالات متحده هنوز هیچ معیاری را برای ارزیابی میزان محافظت UVA در نظر نگرفته است اما در حال کار کردن روی این موضوع می باشد. SPF دارای محافظت UVA/UVB طیف گسترده را انتخاب کنید و ضد آفتاب خود را برای حداکثر محافظت با یک آنتی اکسیدان مخلوط کنید.
اشتباه 6: اصلاح کردن باعث می شود که موها ضخیم تر رشد کنند .
حقیقت: اصلاح کردن روی رشد و ضخامت مو تاثیری ندارد. وقتی اصلاح می کنید چیزی که شما می بینید در واقع یک خطای دید است که بواسطه رشد موی ضخیم از بدنه ایجاد می شود و در حالیکه مو دقیقاً به اندازۀ همیشه است ضخیم تر به نظر می رسد.
اشتباه 7: تنها چیزی که من برای داشتن یک پوست عالی نیاز دارم نوشیدن هشت لیوان آب در هر روز است .
حقیقت: هر چند آب برای سلامت کلی بسیار مفید است اما وقتی موضوع، کیفیت پوست شماست نوشیدن آب بخش کوچکی از یک تصویر کلی است. برای اینکه پوست شما به بهترین نحو به نظر برسد حفاظت از پوست با کرم ضد آفتاب و استفاده از رژیمهای مناسب مراقبت از پوست بسیار مهم و ضروری هستند.
اشتباه 8 : من می توانم با آرایش بخوابم؛ آن هیچ ضرری ندارد .
حقیقت: تمام محصولات آرایشی که روی پوست رنگ و خطای دید ایجاد می کنند روی سطح پوست شما یک غشای سمی به جا می گذارند که می تواند موجب سوزش، تورم، آب زدایی و مسدود کردن روزنه ها شود. هر چقدر هم که شب خسته هستید زمانی را به شستن صورت خود اختصاص دهید.
اشتباه 9: هر چه محصولات گران تر و مارک دار استفاده کنم، پوستم بهتر به نظر خواهد رسید .
حقیقت: همیشه ساده بهتر است. صرفاً چون مارک کرم های مراقبت از پوست شما دارای 15 محصول متفاوت برای صبح و عصر است باعث نمی شود که آن بهتر باشد- آن فقط دارای مراحل بیشتری است. بهترین رژیم پوستی رژیمی است که شما استفاده کنید و به شما نتایج قابل توجهی دهد و مناسب نوع و شرایط پوست شما باشد. به خریدن آخرین و عالیترین محصولات نچسبید. در عوض، در پی مراقبتهای قابل اطمینان مثل پاک کننده، ضد آفتاب و مرطوب کننده های موثر باشید و از آنجا شروع کنید.
اشتباه 10: پزشک عمومی می تواند از پوست من مراقبت کند .
حقیقت: متخصص های پوست کارشناسانی هستند که در زمینۀ پوست، مو و ناخن تعلیم یافته اند. هنگام مواجه شدن با هر مشکل پوستی به یک متخصص پوست مراجعه کنید. شما برای درمان یک مشکل قلبی صرفاً به هر کسی مراجعه نمی کنید بلکه نزد یک متخصص قلب می روید. پوست اولین سلاح محافظ ما در برابر دنیای اطراف است. پوست از ما محافظت می کند و ما وظیفه داریم پوست خود را سالم نگاه داریم. با مراجعه به یک متخصص شروع کنید.
((هشت کار مثبتی که می توانید ظرف 30 ثانیه انجام دهید))
مردم به من می گویند که "من وقت ندارم ...
"... به مغازه بروم و میوه و سبزی بگیرم."
"... ورزش کنم."
"... بنشینم و نفس تازه کنم."
"... مثبت باشم."
می خواهم به شما ثابت کنم که همۀ ما وقت داریم تا زندگی و بینشمان را از این رو به آن رو کنیم، تنها چیزی که لازم دارید 30 ثانیه وقت است و پشتکار!
نفس عمیق بکشید!
70 درصد فضولات از طریق ششها دفع می شود! شما می توانید دستتان را روی شکم خود بگذارید و با هر چرخۀ تنفس ، یعنی دم و بازدم، آغاز و پایان آن را احساس کنید. سی ثانیه نفس عمیق کشیدن می تواند معجزه کند!
باورهای قلبی خود را بلند تکرار کنید!
یک باور قوی را به مدت 30 ثانیه چندین بار تکرار کنید. اگر آن یک جملۀ کوتاه مثل "من در مسیح خلقت تازه ای هستم" باشد، شاید تعجب کنید از اینکه می بینید فقط ظرف 30 ثانیه می توانید چقدر این جمله را باور کنید.
ستاره ها را بچینید!
اوه تعجب کردید؟ چیدن ستاره ها فقط متعلق به اشعار عاشقانه نیست ! بایستید و بدن خود را بکشید گویی که می خواهید دورترین ستاره را از آسمان بچینید!
بخندید!
خندیدن صدها عضله را شل می کند و استرس ها و تنش ها را از صورت شما بر می دارد.
آب بنوشید!
مغز شما تقریبا 75 درصد آب است و اولین جا در بدن است که آب از دست می دهد. مغز شما برای اینکه خوب فکر کند به آب نیاز دارد. یک لیوان آب بنوشید.
چشمانتان را ببندید!
به خودتان یک مهلت واقعی دهید و به بدنتان 30 ثانیه فرصت دهید تا خودش را دوباره متعادل کند. چشمانتان را ببیندید، کف دستانتان را روی گوشهایتان به صورت گود بگذارید و به صداهای خوش بازی امواج اقیانوس گوش دهید، درست مثل زمانی که بچه بودید و صدفها را روی گوش خود می گذاشتید!
برقصید!
هدفون آی پاد را درون گوشتان قرار دهید و به مدت 30 ثانیه با آن حرکت و جست و خیز کنید. در نهایت انرژی شما زیاد می شود!
هیچ کاری انجام ندهید!
فقط بنشینید و به پنجره یا به سقف زل بزنید. فقط مطمئن شوید که هیچ کاری انجام نمی دهید! قطعاً همۀ ما در طول روز چند 30 ثانیه وقت داریم که در آن بتوانیم زمانی را تنها باشیم. الان شروع کنید!
((جفتهای غذایی ))
این مواد غذایی در حالت جفت بسیار بیشتر از حالت تنها تاثیر دارند.
دکتر محمد اوز
آهن + ویتامین C
_______________
کار گروهی :
همه می دانند که آهن یک ماده غذایی مهم و لازم است. اما آیا شما می دانستید که دو نوع آهن وجود دارد؟ یکی هماتین (heme) که در گوشتها و غذاهای دریایی یافت می شود و دیگری غیرهماتین (nonheme) که در نخود، سبزیجات دارای برگ تیره و گیاهان دیگر وجود دارد. مشکل این است که نوع غیرهماتین خیلی آسان بواسطۀ بدن جذب نمی شود- و وقتی ویتامین C در مواد غذایی سرشار از C (مثل مرکبات، فلفل دلمه ای و توت فرنگی) وجود داشته باشد، خاصیت اسیدی روده ها افزایش می یابند و باعث می شود که آهن غیرهماتین آسانتر جذب شود.
انتخابها :
سس لیمو را روی سالاد اسفناج و توت فرنگی بریزید. یا برای یک غذای فرعی فلفل دلمه ای خرد شده را به نخود اضافه کنید. در وعده های غذایی ای که آهن و ویتامین C را ترکیب می کنید سعی کنید از خوردن چای، تمامی حبوبات و محصولات لبنی اجتناب کنید چون تمام آنها از جذب آهن غیرهماتینی جلوگیری می کنند.
لیکوپین + چربی های خوب
_______________________
کار گروهی :
لیکوپین رنگدانه ای است که به میوه ها و سبزیجات قرمز رنگ – از گواوا تا هندوانه- رنگ روشن و درخشان می دهد و یک آنتی اکسیدان قوی می باشد(آنتی اکسیدانها (به انگلیسی: antioxidant موادی هستند که از تشکیل رادیکالهای آزاد در سلولها جلوگیری میکنند ) و اعتقاد بر این است که به پیشگیری از بیماریهای قلبی و برخی از سرطان ها کمک می کند. چون لیکوپین قابل حل در چربی است، وقتی با چربی ها همراه باشد دستگاه گوارش می تواند آن را به خوبی جذب کند. محققَان دانشگاه ایالت اوهایو دریافتند که وقتی افراد گوجه فرنگی و آواکادو را با هم می خوردند 4 ×4 برابر بیشتر لیکوپین جذب می کردند.
انتخابها :
من یک محصول قرمز رنگ را همراه با فراورده های حاوی چربی های سالم اشباع نشده پیشنهاد می کنم. سالسا و گواکامولی یک جفت فوق العاده را تشکیل می دهند. من نان برشتۀ ایتالیایی که با گوجه فرنگی خرد شده، سیر و روغن زیتون پوشیده شده را نیز دوست دارم.
سولفورافان + سلنیم
_____________________
کار گروهی :
این مواد غذایی هر دو ضد سرطان هستند. سولفورافان یک ترکیب گیاهی در سبزیجات از خانوادۀ کلم می باشد؛ وقتی آن وارد جریان خون می شود می تواند از رشد سلولهای تومور جلوگیری کند. سلنیم یک ماده معدنی است که در ماهی، گوشت، تخم مرغ، جوزها و قارچ یافت می شود؛ آن در بدن ما به پروتئینها می پیوندد تا آنزیمهای آنتی اکسدان که از ما در برابر رادیکالهای آزاد محافظت می کنند، را تولید کند. تحقیقات نشان داده اند که آنها باهم حداکثر چهار برابر موثرتر از زمانی هستند که تنها هستند.
انتخابها :
دفعۀ بعدی که شما برای خوردن یک غذای چینی بیرون می روید، یک گوشت گاو عالی و یک ظرف براکلی سفارش دهید. یا کلم بروکسل را با جوزهای برزیلی خرد شده که یک منبع بسیار غنی سلنیم هستند، تفت دهید و بخورید.
اسید فولیک + ویتامین B12
_________________________
کار گروهی :
اسید فولیک (که بطور طبیعی در سبزیجات و لوبیا یافت می شود) و B12 ( که در فراورده های حیوانی وجود دارد) به تولید سلولهای جدید کمک می کنند. آنها همچنین نیروی خود را برای تجزیۀ هموسیستئین، اسید آمینه ای که درمقادیر بالا با بیماری آلزایمر مرتبط است، یکی می کنند. اما مقدار زیاد اسید فولیک و مقدار کم B12 می تواند تاثیرات منفی ای روی تیزهوشی ذهن شما داشته باشد (در یک بررسی، افراد دچار این عدم تعادل در آزمایشات عملکرد شناختی در درجه پائین تری قرار گرفتند). در اینصورت، کار گروهی آنها یک مزیَت نیست بلکه یک احتیاط و تدبیر ساده است.
انتخابها :
برای صبحانه، یک املت پر از اسفناج درست کنید. برای شام یک ماهی سالمون پر شده با نوعی مارچوبه بپزید و سعی کنید مقدار الکلی که می نوشید را محدود کنید. (نوشیدن زیاد الکل می تواند از توانایی بدن شما برای استفاده از ویتامین ها ممانعت کند.)
بوقلمون بریان پوشیده شده
با شیرۀ افرا و سس انگور سبز
مواد لازم :
· 1 عدد بوقلمون تازۀ بزرگ
· نمک و پودر فلفل سیاه تازه
· مایۀ توشکمی ( که می توانید از سبزیجات دلخواهتان استفاده کنید)
· 6 قاشق غذاخوری زنجبیل تازۀ سائیده شده ( در صورت تمایل)
· 4/1 پیمانه شیرۀ افرای خالص
· 5/1 قاشق غذاخوری آرد گندم
· 1 پیمانه شراب یا شیرۀ انگور( به دلخواه خودتان)
· 2 پیمانه آب گوشت بوقلمون خانگی یا آب گوشت مرغ کنسروی کم سدیم بدون چربی
· 3/2 پیمانه انگور سبز و قرمز بدون دانۀ دونیم شده
طرز تهیه :
1. فر را تا 425 درجه با میلۀ طبقۀ پائین آن گرم کنید. درون و بیرون بوقلمون را با آب روان سرد بشوئید و آهسته با دستمال کاغذی خشک کنید. نوک بالها را زیر بدن برگردانید. قسمتهای زیرین، گردن و حفره های بدن را فراوان نمک و فلفل بزنید.
2. حفرۀ گردن را کمابیش با مایۀ توشکمی پر کنید. با استفاده از سیخ های چوبی یا خلال دندان بالها را محکم نگهدارید. بوقلمون را راست نگه دارید و حفرۀ بدن را پر از مایۀ توشکمی نمائید. پاها را با یکدیگر بکشید و آنها را با نخ آشپزی ببندید. مایۀ اضافی درون حفره بریزید بطوریکه حفره برآمده شود. روی بوقلمون نمک و فلفل فراوان بپاشید و آن را در یک تاوۀ بریانی روی میله قرار دهید.
3. یک پارچۀ درشت بافت دولا ببرید تا مناسب روی کل بوقلمون باشد. چهار قاشق غذاخوری کره آب کنید. پارچه را در کره قرار دهید بطوریکه کاملاً خیس شود. بوقلمون را با پارچه بپوشانید.
4. بوقلمون را در فر قرار دهید 30 دقیقه بریان کنید. آن را با کره ای که درسینی فر جمع شده است چرب کنید و حرارت را به 350 درجه کاهش دهید و روی بوقلمون را با یک تکۀ بزرگ کاغذ آلومینیوم بپوشانید و سپس 30 دقیقۀ دیگر آن را بریان کنید. دوباره آن را چرب کنید و بریان کردن را ادامه دهید و هر یک ساعت یکبار آن را چرب کنید تا حدود سه ساعت که دماسنج گوشت در پاها 180 درجه و در سینه 170 درجه را ثبت کند. بعد از 30 دقیقه بریان کردن، اگر در تاوه هیچ روغنی جمع نشد چهار قاشق غذاخوری کرۀ بدون نمک را آب کنید و سه قاشق غذاخوری آب گوشت بوقلمون را به آن بیفزائید و سپس بوقلمون را با این ترکیب چرب کنید.
5. طی نیم ساعت آخر بریان کردن زنجبیل سائیده شده را در یک پارچۀ دولای کوچک قرار دهید، آن را فشار دهید و عصارۀ آن را به درون یک تاوۀ کوچک بریزید. شیرۀ افرا و یک قاشق غذاخوری کره اضافه کنید. این ترکیب را حرارت دهید تا کره ذوب شود و کف کند. لعاب شربت افرا را از روی حرارت بردارید.
6. کاغذ فویل و پارچه را از روی بوقلمون بردارید و کنار بگذارید. طی نیم ساعت آخرچند مرتبه به بوقلمون لعاب بمالید. بوقلمون را از فر در بیاورید و آن را به تختۀ گوشت بری منتقل کنید. قبل از برش بگذارید 30 دقیقه بماند.
7. در یک کاسۀ کوچک، یک قاشق کرۀ باقیمانده را با آرد مخلوط کنید و آنها را هم بزنید تا یکدست شوند و آن را کنار بگذارید. چربی تاوه را در یک دستگاه جداساز چربی یا در یک پیمانۀ شیشه ای بریزید و بگذارید 10 دقیقه بماند. اگر از دستگاه جداساز چربی استفاده می کنید، دقت کنید که عصاره را به تاوه برگردانید و چربی را کنار بگذارید. اگر از پیمانۀ شیشه ای استفاده می کنید، برای جدا کردن چربی از لایۀ رویی از یک قاشق استفاده کنید و عصاره را به تاوه برگردانید.
8. تاوۀ بریانی را روی اجاق با حرارت متوسط تا بالا بگذارید. شراب را درون تاوه بریزید و با استفاده از یک قاشق چوبی ذرات قهوه ای کف تاوه را هم بزنید. مایع را حدود 6 دقیقه بپزید تا نصف شود. آب بوقلمون را اضافه کنید و حدود 7 دقیقه بپزید تا دوباره نصف شود.
9. آب گوشت را از طریق یک صافی پوشیده شده با پارچه فشار دهید و در یک تاوۀ کوچک بریزید. آن را با ترکیب آرد و کرۀ کنار گذاشته شده مخلوط کنید و هم بزنید تا کره آب شود. حرارت را به دمای بین متوسط و کم کاهش دهید و بگذارید آب گوشت حدود 8 دقیقه بجوشد تا نسبتاً غلیظ شود. انگورهای قرمز و سبز را به آب گوشت اضافه کنید و آن را با بوقلمون سرو کنید.
نوش جان
وقتی سارا که دخترک هشت سالهای بود، شنید که پدر و مادرش درباره برادر کوچکترش صحبت میکنند. فهمید که برادرش سخت بیمار است و آنها پولی برای مداوای او ندارند. پدر به تازگی کارش را از دست داده بود و نمیتوانست هزینه جراحی پرخرج برادر را بپردازد. سارا شنید که پدر آهسته به مادر گفت: فقط معجزه میتواند پسرمان را نجات دهد
سارا با ناراحتی به اتاق خوابش رفت و از زیر تخت قلک کوچکش را در آورد. قلک را شکست، سکهها را روی تخت ریخت و آنها را شمرد، فقط پنج دلار!
بعد آهسته از در عقبی خانه خارج شد و چند کوچه بالاتر به داروخانه رفت. جلوی پیشخوان انتظار کشید تا داروساز به او توجه کند ولی داروساز سرش شلوغتر از آن بودکه متوجه بچهای هشت ساله شود
دخترک پاهایش را به هم میزد و سرفه میکرد ولی داروساز توجهی نمیکرد. بالاخره حوصله سارا سر رفت و سکهها را محکم روی شیشه پیشخوان ریخت.....
داروساز جا خورد، رو به دخترک کرد و گفت: چه میخواهی؟
دخترک جواب داد: برادرم خیلی مریض است، میخواهم معجزه بخرم.
داروساز با تعجب پرسید: ببخشید؟!
دخترک توضیح داد: برادر کوچک من، داخل سرش چیزی رفته و بابایم میگوید که فقط معجزه می تواند او را نجات دهد. من میخواهم معجزه بخرم، قیمتش چند است؟!
داروساز گفت: متأسفم دختر جان، ولی ما اینجا معجزه نمیفروشیم.
چشمان دخترک پر از اشک شد و گفت: شما را به خدا، او خیلی مریض است، بابایم پول ندارد تا معجزه بخرد این هم تمام پول من است، من کجا میتوانم معجزه بخرم؟
مردی که گوشه ایستاده بود و لباس تمیز و مرتبی داشت، از دخترک پرسید چقدر پول داری؟
دخترک پولها را کف دستش ریخت و به مرد نشان داد. مرد لبخندی زد و گفت: آه چه جالب، فکر میکنم این پول برای خرید معجزه برادرت کافی باشد!
بعد به آرامی دست او را گرفت و گفت: من میخواهم برادر و والدینت را ببینم، فکر میکنم معجزه برادرت پیش من باشد
آن مرد دکتر آرمسترانگ فوق تخصص مغز و اعصاب در شیکاگو بود
فردای آن روز عمل جراحی روی مغز پسرک با موفقیت انجام شد و او از مرگ نجات یافت
پس از جراحی، پدر نزد دکتر رفت و گفت: از شما متشکرم، نجات پسرم یک معجزه واقعی بود. میخواهم بدانم بابت هزینه عمل جراحی چقدر باید پرداخت کنم؟
دکتر لبخندی زد و گفت: فقط پنج دلار
امیدواریم که با خواندن این داستان به یاد بیاورید که تولد مسیح بزرگترین معجزۀ تاریخ بوده است، پس بیایید تا توکلمان را بر او که امین و عادل است استوار نماییم!
(( بهترین روش مبارزه با چروک های روحانی ))
وقتی لباسهای شما پر از چروک است چه کاری انجام می دهید؟ شما آنها را اتو می کشید. فشار مداوم اتو همراه با کمی حرارت آن لباسهای چروک را به لباسهایی جذَاب تبدیل می کند. اما بدون اتو کشیدن، آنها چروک می مانند. این به معنای اعمال فشار بر چیزی است. گاهی اوقات ما باید برای چیزی زور به کار ببریم یا باید چیزی را تحت فشار قرار دهیم تا کاری انجام شود. برای درست کردن لیموناد باید لیمو را فشار داد. برای چاپ کردن یک روزنامه کمی فشار لازم است. فشار می تواند مفید باشد!
بیائید این مسئله را برای زندگی روحانی خود بکار ببریم...
خدا برای شما نقشه ای دارد- سرنوشتی که او از ابتدا تا انتهای آن را می داند و می بیند. ارمیا 29: 11 می گوید: "خداوند می گوید، فکرهایی را که برای شما دارم می دانم که فکرهای سلامتی می باشند و نه بدی تا شما را در آخرت امید بخشم." نقشه های خدا همیشه خوب هستند اما گاهی اوقات ما بدترین دشمن خودمان هستیم... گاهی اوقات ما اجازه می دهیم که بعضی مسائل موجب سردرگمی ما شوند، ما را منحرف کنند و ما را از بهترین نقشه های خدا دور نگه دارند.
اغلب احساسات ما مقصر هستند. ما اجازه می دهیم که خشم، نفرت، گناه، شرمساری، حسادت و احساسات مسموم دیگر مانع رسیدن ما به بهترین چیزهایی که خدا برای ما در نظر گرفته، شوند. اگر می خواهید بعنوان یک مسیحی رشد و پیشرفت کنید، باید بر احساسات منفی مثل خشم ونفرت غلبه کنید و با آنها مقابله نمائید. بنابراین شما یا باید بر این احساسات غلبه کنید و به رشد کردن ادامه دهید یا هرگز در زندگی خود پیروز نمی شوید. بیائید دقیقتر بررسی کنیم.
غلبه بر رنج احساسات :
_____________________
من اخیراً در مورد احساسات تعالیم زیادی داده ام چون خدا در مورد این موضوع به من درک و بینش بسیاری داده است. من جزء کسانی هستم که به احساساتم اجازه می دهم مرا کنترل کنند. قطعاً این بهترین راه برای زندگی کردن نیست. احساسات واقعی هستند. آنها به کار می آیند. اما آنها نباید بر شما غالب شوند. شما باید احساسات خود را کنترل کنید.
شما چطور می توانید این کار را انجام دهید؟ خوب است اینطور شروع کنید: سرزنش کردن افراد دیگر را کنار بگذارید و مسئولیت و مالکیت احساسات و رفتارهای خود را به عهده بگیرید. من هنوز در شگفت هستم که خدا چطور رفتارها و تمایلات من را تغییر داده و خودپسندی شدید را از زندگی من برداشته است ، که ناگفته نماند بسیار سخت و دردناک بود. اما من بسیار خوشحال هستم که برای رابطه ام با خدا تلاش کردم و بر درد و رنج غلبه کردم.
اگر من به قوت خدا تکیه نکرده بودم و رفتارهای خودخواهانۀ گذشته را ادامه داده بودم، جایی که امروز هستم، نبودم. من باید برای رسیدن به ارادۀ کامل خدا برای زندگیم، بها پرداخت کنم. آیا شما چیزهای عالی ای که خدا برایتان در نظر گرفته را می خواهید؟ پس تصمیم بگیرید که بر احساسات منفی خود غلبه کنید.
وقتی شما به سمت پیروزی حرکت می کنید احتمالاً به مرحلۀ درد و رنج خواهید رسید. وقتی شما کاری انجام می دهید یا از جایی که آمدید برمی گردید یا بر رنج غلبه می کنید و از آن می گذرید و به پیروزی می رسید!
غلبه بر گناه و شرمساری :
________________________
این دو احساس می توانند از رسیدن شما به زندگی ای که مسیح مرد تا شما داشته باشید، جلوگیری کنند... اما شما فقط با کمک مسیح می توانید بر آنها غلبه کنید. باید اینطور شروع کنید...
من قبل از اینکه بر گناه و شرمساری غلبه کنم ماهیت آن را درک کردم و یاد گرفتم که چطور باید هر روز در برابر آن بایستم و نمی توانستم شاد باشم. می بینید، اگر از کسی که هستید خجالت بکشید نمی توانید از زندگیتان لذت ببرید.
به خاطر سوء استفاده ای که از من شده بود، شرمساری در عمق وجود من ریشه دوانده بود. هر بار که من درست و بی عیب عمل نمی کردم این شرمساری گناه وحشتناکی را در زندگی من بوجود می آورد. به نظر می رسید که من نمی توانستم هیچ کار ارزشمندی برای خدا انجام دهم. من اینطور زندگی می کردم تا اینکه حقیقتاً درک کردم در مسیح چه کسی هستم.
من امروز نمی خواهم با شما در مورد اینکه در مسیح چه کسی هستید صحبت کنم. کتاب مقدس به ما می گوید که هر کس که در مسیح است و با او اتحاد دارد، خلقتی است تازه (به دوم قرنتیان 5: 17 مراجعه کنید). وقتی ما تولد تازه می یابیم، خدا روحش را در ما قرار می دهد. او به ما یک دل کاملاً تازه یا بهتر بگویم، یک شروع کاملاً تازه می دهد و ما باید خودمان را با توجه به کسی که خدا می گوید هستیم، ببینیم و محک بزنیم، نه کسی که دنیا می گوید.
حقیقت برتر از احساسات است اما ما اغلب به احساساتمان بیشتر از کلام خدا ایمان داریم. ما می گوئیم، "اما من احساس می کنم...". من نمی گویم که وقتی اشتباه می کنیم باید احساس خوشحالی کنیم؛ ما باید به خاطر اشتباهاتمان متأسف باشیم و توبه کنیم. حتی ممکن است ما به خاطر خطایی که کرده ایم یک دوره کوتاه ماتم بگیریم اما نباید از خودمان متنفر شویم، خودمان را طرد کنیم و روزها و هفته ها پیوسته احساس گناه و شرمندگی کنیم. ما باید بخششی را که خدا به ما می دهد بپذیریم و ادامه دهیم.
کنار گذاشتن خشم و عدم بخشش :
_____________________________
آیا تا بحال عصبانی شده اید؟ البته. همۀ ما عصبانی شده ایم. اما اگر مراقب نباشید می توانید به خشم و عدم بخشش اجازه دهید که مشکلاتی را در زندگی شما بوجود آورند. همیشه خشم به عدم بخشش منتهی نمی شود اما در خشم ماندن می تواند ما را به این نقطه برساند و در نتیجه، عدم بخشش موجب تلخی و تنفَر می شود که به رویاهای تحقَق نیافته می انجامد. کتاب مقدس در مورد این حقیقت که وقتی خشمگین و عصبانی هستیم نباید خشمگین بمانیم صریح صحبت می کند و بطور کامل توضیح می دهد که تمام ایمانداران باید دل خود را کاملاً از هر گونه رنجش و نابخشودگی پاک نگاه دارند.
شاید تعجب می کنید که بسیاری از افراد صادقانه خدا را محبت می کنند و با ناامیدی در زندگیشان منتظر یک معجزه هستند و با این وجود، از کسی خشمگین هستند. شاید آن اتفاق اخیراً نیفتاده است و چیزی است که مدتها قبل رخ داده است.
آشنا به نظر می رسد؟ آیا به خودتان می گوئید که من سعی کرده ام بر آن غلبه کنم و اصلاً نمی توانم. اما شما می توانید. خدا به ما نمی گوید کاری را انجام دهیم که انجام آن برای ما غیر ممکن باشد. اگر خدا گفت: "ببخشید"، پس ما می توانیم ببخشیم. اگر او گفت، "خشمگین نشوید"، پس راهی وجود دارد که ما در پیش گیریم و خشمگین نشویم. خدا به ما فیض یا قوَت خودش را داده تا با مردم خوب باشیم- حتی با افرادی که با ما خوب نیستند. خدا به ما قدرت داده تا برای دشمنانمان دعا کنیم. او به ما این توانایی را داده که از کسانی که به ما آسیب زده اند و ما را مورد حمله قرار داده اند خشمگین نباشیم. خدا به ما قدرت داده تا بتوانیم بگوئیم: خدایا آنها را ببخش زیرا نمی دانند چه می کنند. آیا شما می دانید چه می کنید؟ این حقیقت است. بنابراین اکثر اوقات مردم نمی دانند که چه کاری انجام می دهند. آنها فقط به خاطر آسیب یا رنج خودشان واکنش نشان می دهند. به خاطر سپردن این مسئله، به شما کمک می کند که بر خشم و عدم بخشش غلبه کنید.
پافشاری برای یک شروع تازه :
_________________________
مهم نیست که شما با چه احساس منفی ای مواجه هستید- خشم، نبخشیدن، گناه، شرمساری- از خدا بخواهید به شما کمک کند بر آن غلبه کنید.
تنها افرادی که تلاش و پافشاری می کنند به افرادی تبدیل می شوند که برای خدا هر کاری انجام می دهند. پولس گفت،
"من در پی آن می كوشم بلكه شايد آن را بدست آورم كه برای آن مسيح نيز مرا بدست آورد"
(فیلیپیان 3: 12).
هر کسی که پیروزی را می خواهد باید احساسات خود را کنترل کند. نه یکبار یا دوبار یا هر چند مدت یک بار، بلکه هر روز. اگر این کار را انجام ندهید جایی که هستید می مانید.
حقیقت این است که هر احساس کنترل کننده ای که بر آن غلبه می کنید، در زندگی شما یک پیروزی محسوب می شود. در مورد آن فکر کنید- قبل از اینکه بر آن احساسات کنترل کننده غلبه کنید، آنها همیشه پیشاپیش شما هستند و مانع از چیزهای عالی ای می شوند که خدا برای شما در نظر گرفته است. اما وقتی بر آنها غلبه می کنید و آنها را کنار می گذارید، آنگاه می توانید همانگونه که از آینۀ ماشینتان مناظری را که از آن عبور کرده اید می بیند، به تمامی آن موانعی که با کمک خدا از آن عبور کرده اید، نگاه کرده و لبخند بزنید.
این کار را انجام دهید! از خدا بخواهید به شما کمک کند بر آن احساسات کنترل کننده غلبه کنید و آنها را کنار بگذارید و بخواهید شما را به سمت بهترین آینده ای که برای شما در نظر دارد هدایت کند!
برای پیروزی تلاش کنید.
______________________
یک دونده باید تلاشهای بسیار زیادی کند تا یک مسابقه را ببرد. ساعات تعلیم، صرف کردن زمان، آسیب فیزیکی، نا امیدی ها و غیره. اما گذشتن از خط پایان و رسیدن به یک پیروزی شیرین ارزش تمام آن کارها را دارد.
شما می توانید از همین طرز فکر برای احساسات منفی و رنج آور استفاده کنید. خدا بزرگتر و مهمتر از خشم، نبخشیدن، گناه و شرمساری است.
"حقیقت این است که هر احساس کنترل کننده ای که بر آن غلبه می کنید،
در زندگی شما یک پیروزی محسوب می شود."
صفحــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه 29
(( رکسانا مصلحی ))
دکتر رکسانا مصلحی یک اپیدمولوژیست ژنتیک است. اکثر تحقیقات او به بررسی سرطان و اشکال اولیۀ سرطان اختصاص یافته است. او که در ایران متولد و در کانادا بزرگ شده است اکنون در دانشگاه ایالتی نیویورک یک استادیار اپیدمولوژی و زیست آمار است و در آنجا رشته های متعدد مربوط به اپیدمولوژی ژنتیکی و مولکولی و طبَ و بهداشت عمومی ژنومیک را توسعه داده است. او بواسطۀ تحقیقات خود به درک علل ارثی بیماریها و نیز تاثیر تعامل های ژن و محیط روی خطر پیشرفت بیماری کمک کرده است.
تحصیلات :
رکسانا مدارک لیسانس با امتیاز ممتاز، فوق لیسانس و دکترای خود را از دانشگاه بریتیش کلمبیا در ونکوور کانادا گرفت و بعد از دکترا دستیاری فوق دکترا را در انجمن ملی بهداشت، بخش ژنتیک و اپیدمولوژی سرطان تحت نظارت دکتر میشل گیل تکمیل کرد. او در حالیکه در انجمن بهداشت ملی یک دانشجوی فوق دکترا بود، در دانشگاه جورج واشنگتن مقام کمک استادیار را نیز دریافت کرد و زمینه ای تحت عنوان "مباحثات در زمینۀ اپیدمولوژی سرطان" را همراه با دکتر پل لوین توسعه داد.
تحقیقات :
او با همکاری دکتر استیون نارود و جی ام فریدمن اولین کسی بود که با بررسی زنان یهودی مبتلا به سرطان رحم، نفوذپذیری تغییرات BRCA1 و BRCA2 که اکنون بعنوان ژنهای زمینه ساز سرطان ارثی بسیار مورد بررسی هستند، را برای سرطانهای سینه، رحم و دیگر سرطانها ارزیابی نمود. در سال 2009، رکسانا احتمال انتخاب مثبت برای تغییرات BRCA را مطرح کرد و اولین بررسی در مورد تاثیر تغییرات ژنهای BRCA1 و BRCA2 روی باروری زنان بعنوان مکانیسم بالقوه ای که بر انتخاب مثبت برای تغییرات BRCA تاثیر می گذاشت، را انجام داد. او به تحقیق در مورد تعدیل کنندگان خطر سرطان سینه و رحم و نیز تحقیق در مورد سرطانهای دیگر مثل لنفوم غیرهاجکین و اشکال اولیۀ سرطان مثل تومور خوش خیم روده کمکهای چشمگیری نموده است. رکسانا اخیراً فرضیۀ رابطۀ ژنهای تریکوتیودیستروفی (TTD) با رشد معمولی جفت انسان را بر اساس مشاهدات بالینی جدیدش در خانواده های TTD توسعه داده است.
جوایز :
رکسانا مصلحی جواز و افتخارات بسیاری کسب کرده است، از جمله جایزۀ برتری در تعلیم (دانشگاه بریتیش کلمبیا)، بورس تحصیلی بیوویژن از دانشگاه علوم فرانسه، دو جایزه بخاطر برتری تحقیقات از انجمن ملی بهداشت و جایزۀ سیب طلایی به خاطر برتری در تعلیم در سال 2010 از دانشکدۀ بهداشت عمومی در دانشگاه ایالتی نیویورک.
قصه روبان صورتي، قصه مبارزه و درد است. مبارزه براي حيات و رهايي از درد يك بيماري.
شايد امروز كسي به ياد نياورد كه وجود اين روبان ابتكار «شارلوت هيلي» بود. چراكه اين روبان اكنون ماموريت مهمتري دارد: اطلاع رساني در مورد سرطان سینه (پستان)!
از اين روست كه روبان بزرگ صورتي رنگي كه سمبل جهاني اين بيماري است، به نشانه ي آگاهيبخشي و ارج نهادن به اقدامات جهاني در اين زمينه، از ابتدای ماه اکتبر در سراسر جهان به اهتزاز در می آید و همه با هر توانی که دارند برای آگاهی رسانی در مورد این بیماری به بانوان تلاش می کنند.
به گفته تمام متخصصان جراحی پستان آگاهی زنان نقش عمده و چشمگیری در پیشگیری از سرطان پستان دارد، از این رو پژوهشکده سرطان پستان جهاد دانشگاهی توصیه های مهمی را به بانوان دارد:
سرطان پستان شایع ترین و دومین عامل مرگ و میر در میان زنان است و طبق آمار شایع ترین علت مرگ زنان ایرانی در محدوده سنی 35 تا 55 سالگی است.
صفحــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه 31
احساس توده در پستان، ترشح همراه با خونریزی از نوک پستان و درد پستان از مهمترین علائم سرطان پستان است؛ البته تغییر در اندازه یا شکل پستان، به داخل کشیده شدن یا برگشتن نوک پستان ها با قرمزی و جوش در اطراف نوک پستان، کشیدن شدن پوست پستان، زخم و تورم و ایجاد وریدهای واضح روی پستان و تورم بازو از علائمی است که ممکن است در سرطان پستان ظاهر شود که با مراجعه به موقع به پزشک و تشخیص زودهنگام قابل درمان هستند.
از مهمترین ریسک فاکتورهای ابتلا به سرطان پستان می توان به سابقه سرطان پستان در سمت مقابل بدن، سابقه خانوادگی سرطان پستان در بستگان درجه اول، نداشتن زایمان (نولی پاریته)، یائسگی بعد از 55 سالگی، محیط جغرافیایی(غرب)، اثرات هورمونی، وجود سرطان های دیگر در فرد، رژیم غذایی با چربی بالا، چاقی، مصرف الکل، بیماری های خوش خیم پستان، ویروس ها، تابش اشعه یونیزان، نوع بافت پستانی، اضطراب و استرس، مصرف داروهای استروژنی، شروع قاعدگی زودهنگام، اولین حاملگی در سنین بالاتر از 25 سال اشاره کرد که بانوان با اتخاذ شیوه صحیح زندگی و تغییر مثبت فاکتورهای مذکور می توانند در پیشگیری از سرطان پستان گام بردارند.
از مهمترین اقدامات خود فرد در موفقیت در درمان این بیماری می توان به غربالگری به معنی کشف و درمان به موقع این بیماری اشاره كرد که خطر انتشار بیماری و مرگ را کاهش می دهد.
همچنین ماموگرافی سالانه در زنان بالای 35 سال، خودآزمایی ماهیانه پستان بعد از سن 20 سالگی و معاینه بالینی پستان توسط پزشک در زنان 20 تا 40 سال به صورت هر 3 سال و در زنان بیش از 40 سال بصورت سالانه، نیز در این امر بسیار مثمرثمر است.
بعد از تشخیص سرطان پستان توسط پزشک، پذیرفتن بیماری، ادامه سیر درمان توسط بیمار و همراهی خانواده بویژه همسر با بیمار بیشترین کمک را به بیمار جهت بهبودی خواهد کرد.
خواهران عزیز من در این شماره ،همراه با تولد مسیح که یا دآور محبت بی دریغ پدر آسمانی ماست
جای دارد که به خودمان یاد آوری کنیم که این بدن امانتی است در دست ما
و با توجه و رسیدگی به این امانت نشان دهیم که از او سپاسگزاریم.
این را بدانید که بی توجهی به علائم سرطان سینه می تواند بسیار خطرناک باشد پس بیایید به مبارزه با سرطان برخیزیم
کار من و تو خواهر گرامی من در وحله اول توجه به چراغ خطرهای بدن مان است.
باشد که سلامتی خداوند با تک تک ما باشد و بماند!
درد دل یک آقا با خانم ها!!!!
انگليسی ها ميگن Ladies First يعني اول خانومها یا به عبارتی خانم ها مقدمند !
ولي خوب كه دقت مي كنيم ما هم در فارسي هميشه جنس مونث رو اول
مي آوريم، معلوم مي شه نه تنها عدم تساوي حقوق زن و مرد افسانه است بلكه خانومها خيلي مقدم تر هستند.!
براي مثال:
زن و شوهر
زن و مرد
عروس و داماد
مرغ و خروس
جداً تا حالا شده اين تركيبها رو بر عكس بگيد اصلا انگار خنده دار ميشه اگه مثلا بگيد شوهر و زن!!!
تازه اگه به عبارت جشن ازدواج دقت كنيد علي رغم اينكه تمام هزينه ها رو داماد بيچاره مي ده بازم مي گيم بريم عروسي! :)